فین‌تک؛ تحّول بی‌سابقه در دنیای خدمات مالی

| گروه تحقیقات سرآوا
مطالعه در ۲۲ دقیقه

۶۳ درصد نسل هزاره آمریکا (متولدین اوایل دهه هشتاد میلادی تا سال‌های ابتدایی قرن بیست‌ویکم) از کارت‌های اعتباری استفاده نمی‌کنند و ۳۳ درصد آنان این احساس را دارند که تا سال ۲۰۲۰ دیگر به بانک احتیاجی نخواهند داشت. هم‌چنین نیمی از آنان بر روی این حساب کرده‌اند که شرکت‌های نوپای حوزه مالی تا این سال از بانک‌ها پیشی خواهند گرفت.

این آمار، آماری است که گلدمن‌ساکس یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های بین‌المللی خدمات بانکی و مالی، در گزارش خود از آینده خدمات مالی به آن اشاره می‌کند. عواملی مثل نسل جدید مشتریان و خواسته‌های آنان، فناوری و مدل‌های کسب‌وکار جدید در این حوزه، پیش‌بینی می‌شود دنیای خدمات بانکداری و مالی را متحول کنند. تحولی که با حضور شرکت‌های فعال در حوزه فین‌تک ممکن می‌شود.

 

خلاصه‌ای از پرونده  فین‌تک؛ تحّول بی‌سابقه در دنیای خدمات مالی

زمان: ۹ دقیقه

 

 

اما فین‌تک چیست؟

این صنعت همان‌گونه که از ظاهر لاتین آن مشخص است ترکیب دو حوزه فناوری و فاینانس (خدمات مالی) است. و به فناوری‌هایی اشاره دارد که صنعت مالی و مدل‌های کسب‌وکار رایج در این صنعت را متحول می‌کنند. به گزارش سایت معتبر اینوستوپدیا که دایره‌المعارف آنلاین حوزه خدمات مالی و سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود، چهار حوزه بانک‌داری خرد ، سرمایه‌گذاری، آموزش و مشاوره مالی و واحدهای پولی رمزپایه جز جدیدترین حوزه‌هایی است که شرکت‌های فین‌تک درصدد ایجاد تغییرات بنیادین درآنند.

شرکت مدیریتی مکنزی نیز در گزارش نوامبر سال ۲۰۱۶ خود که به بحث فین‌تک اختصاص داده شده از عنوان «آماده شدن برای هفت تغییر حیاتی همزمان با دوره‌ای که فین‌تک بالغ می‌شود» استفاده می‌کند و این هفت تغییر را به ترتیب در حوزه‌های زیر می‌بیند:
۱- زیرساخت‌ها و عملیات: تحولاتی مانند الگوریتم بلاک‌چین به عنوان الگوریتم پایه واحدهای پولی رمزپایه مانند بیت‌کوین ، زیرساخت‌های پرداخت، مکانیزم‌های جدید ارزیابی ریسک بر پایه کلان‌داده ، روش‌های جدید شناسایی مشتریان و مقابله با پولشویی، کاربرد هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی در حوزه مالی، و کاربردهای جدید در امنیت سایبری از جمله تحولاتی‌اند که زیرساخت‌ها و نوع عملیات در حوزه مالی را به طور اساسی تغییر خواهند داد.
۲- پرداخت : پرداخت‌های موبایلی، پرداخت‌‌های بین‌المللی و پرداخت در محل از جمله خدمات پرداختی است که سادگی در استفاده و در دسترس‌پذیری خدمات پرداخت را بسیار بهبود می‌بخشند.
۳- ایجاد ارزش برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط : فین‌تک‌ها درصدد تبدیل شدن به محل ارجاع تمام خدمات مالی موردنیاز برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط هستند یعنی تمام خدمات سپرده‌گذاری، انتقال پول، پرداخت و تأمین مالی که پیش از این تنها از بانک‌ها انتظار می‌رفت جز خدماتی است که فین‌تک‌ها با هزینه پایین‌تر و کارایی بالاتر می‌توانند برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط فراهم کنند.
۴- بازارهای سرمایه‌گذاری و بانکداری سرمایه‌گذارانه: فین‌تک‌ها این حوزه را هم متحول خواهند کرد. مبادلات، مبادلات مالی، تحلیل مبادلات و مدیریت وثیقه از جمله حوزه‌هایی است که شرکت‌های فین‌‌تیک چشم به تغییر آن دارند.
۵- بیمه: یکپارچه‌سازی اجتماعی ، تله‌ماتیک ، اشیا به هم متصل و اینترنت اشیا و روش‌های نوین پیشگیری از جمله‌ بخش‌هایی است که شرکت‌های فین‌تک می‌توانند به حوزه بیمه کمک نمایند.
۶- مدیریت ثروت: بخش‌هایی مانند مشاوره خودکار مدیریت ثروت، سرمایه‌گذاری اجتماعی و جمع‌سپاری یا سرمایه‌گذاری جمعی زیرمجموعه خدماتی است که شرکت‌های فین‌تک در حوزه مدیریت ثروت ارائه می‌دهند.
۷- امور خرد : نسل جدید مدیریت امور مالی فردی، وام‌دهی فرد به فرد ، وام‌دهی دیجیتالی نو و موتورهای مقایسه‌ای تجمیع‌کننده از جمله خدماتی است که شرکت‌های فین‌تک در حوزه خرد ارائه خواهند داد.
شرکت مکنزی در گزارش خود اشاره می‌کند که پیش از این شرکت‌های فین‌تک متمرکز بر جبهه خدمات مالی مانند پرداخت و انتقال پول بودند اما اکنون در تمامی زنجیره ارزش نقش‌آفرینی دارند.

چین یکه‌تاز بی‌همتای حوزه فین‌تک

این داستان تنها محدود به کشوری هم‌چون آمریکا نیست. اگرچه که نرخ سرمایه‌گذاری خطرپذیر در حوزه فین‌تک در این کشور رقم بسیار بالایی است به طوری که به گزارش فوربز تنها در سال ۲۰۱۶ ، ۶/۶ میلیارد دلار بر روی این حوزه در این کشور سرمایه‌گذاری شده که حدود ۳۸ درصد از سرمایه‌گذاری جهانی را شامل می‌شود اما این کشور چین است که در این سال با ۷/۷ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در این حوزه که چیزی معادل ۴۵ درصد از سرمایه‌گذاری جهانی می‌شود پیشتاز این فهرست است.

تنها این آمار نیست که نشان می‌دهدکشور چین در فین‌تک یکه‌تازی می‌کند به طوری که نشریه معتبر اکونومیکز در مقاله‌ای در فوریه ۲۰۱۷ با عنوان «در فین‌تک، این چین است که راه را نشان می‌دهد» چین را بزرگ‌ترین کشور در بخش فین‌تک و رهبر آن می‌شمارد. زیرعنوان این مقاله هم جالب است و در آن از عنوان Appacus استفاده شده که بازی با لغت Abacus به معنی «چرتکه» است و در ضمن مقاله به تغییر شتابان جایگزینی چرتکه که وسیله رایج مورد استفاده در بانک‌های چین تا همین دو دهه گذشته بوده است با اپلیکیشن‌هایی که امروزه بسیاری از مردم چین برای امور مالی خود از آن‌ها استفاده می‌کنند اشاره می‌کند.

این تغییر به معنای واقعی کلمه شگفت‌انگیز است به گزارش ای‌مارکتر، در حالی که در سال ۲۰۱۰ زیر بیست درصد مجموع افرادی که در جهان از خرده‌فروشی‌های آنلاین خرید می‌کردند چینی بودند. این رقم در سال ۲۰۲۰ به بیش از شصت درصد خواهد رسید به طوری که آنان را افراد «معتاد به کلیک» می‌خوانند.

 

نکته جالب دیگر این است که در سال ۲۰۱۶ چینی‌ها سی و هشت تریلیون یوان تقریبا معادل پنج و نیم تریلیون دلار پرداخت موبایلی داشته‌اند. این در حالی است که تقریبا پنج سال پیش از آنان این رقم تقریبا معادل صفر بوده است.

 

اما چه اتفاقی افتاده که چین در زمینه فین‌تک به این میزان جلوتر از دیگران است؟

این پیشرفت به حدی است که نشریه اکونومیکز می‌نویسد که سال‌ها بود که این چین بود که به کشورهای توسعه‌یافته نگاه می‌کرد و از روی دست آنان کپی می‌کرد اما حالا در حوزه فناوری مالی و فین‌تک این دیگر کشورها هستند که باید از تجربه چین در این زمینه بیاموزند.

سه عامل به رشد سریع کسب‌وکارهای حوزه فین‌تک در چین یاری رساند. اول این که بانک‌های چینی در تغییر و به کارگیری فناوری بسیار کند عمل می‌کردند به طوری که همان‌گونه که اشاره شد تا چندی پیش ابزاری مانند چرتکه هنوز در برخی از بانک‌های چینی رواج داشت. در این میان بسیاری از خدمات رایج درمیان کشورهای دیگر در این کشور غایب بوده است یعنی نیاز مضاعفی به عنوان مثال هم در جانب کارآفرینانی وجود داشت که نیازمند دریافت وام و تأمین مالی بودند و از طرف دیگر مشتریانی که برای کارهای خود نیاز به انتقال دسته‌های حجیم پول داشتند.

دومین عامل نبود کارت‌های نقدی و اعتباری در میان استفاده‌کنندگان چینی بوده و این عامل در کنار عامل سوم که ظهور تلفن‌های هوشمند و فراگیری آن است منجر به رشد چشمگیر حوزه فین‌تک در کشور چین شده است. امروزه برای ۴۲۵ میلیون چینی تلفن‌های همراهشان حکم کیف‌پول همراه را دارد و از آن برای پرداخت‌ و انجام امور مالی استفاده می‌کنند. این رقم معادل ۶۵ درصد دارندگان تلفن هوشمند در این کشور است. کمپانی Alipay که هسته اصلی شرکت مالی وابسته به شرکت بزرگ علی‌بابا خرده‌فروش آنلاین چینی یعنی است در حال حاضر بیش از چهارصد میلیون کاربر ثبت شده دارد و بسیاری از خدمات مالی را ارائه می‌دهد. Alipay این امکان را به کاربر می‌دهد تا تمامی کارهای پرداخت و انتقال پول را با استفاده از آن انجام دهد.

به گزارش تک این ایشیا ، از آن‌جایی که کارت‌های نقدی و اعتباری در چین رایج نیستند، بسیاری از کاربران از این اپلیکیشن برای پرداخت‌های درون‌فروشگاهی خود استفاده می‌کنند. آن‌ها به راحتی بوسیله آن برای یکدیگر پول ارسال می‌کنند، قبض‌هایشان را پرداخت می‌کنند، هزینه‌ها را تقسیم و سهم خود را می‌دهند. این اپلیکیشن در سال ۲۰۱۴ رقمی معادل ۷۷۸ میلیارد دلار را در مبادلات بین مشتریان سازماندهی کرد که این رقم معادل یک سوم رقم مبادله شده در پرداخت‌های آنلاین بوده است و البته جای تعجبی ندارد هنگامی که می‌فهیم ۹۵ درصد معاملات آنلاین در چین از طریق گوشی‌های هوشمند صورت می‌پذیرد و Alipay به عنوان مکمل علی‌بابا نقش قابل‌توجه‌ای در این پرداخت‌ها دارد.

Alipay تنها به کشور چین محدود نمانده و امکان ارسال پول به صورت بین‌المللی را فراهم کرده و از طرفی با معاملاتی که با فروشگاه‌های معروف بین‌المللی مانند وال‌مارت داشته، امکان پرداخت از طریق Alipay در این فروشگاه‌ها و هم‌چنین در بسیاری از وب‌سایت‌های دنیا فراهم کرده است.

البته در سال ۲۰۱۴ کمپانی علی‌بابا Alipay و چند سرویس خدمات مالی خود مانند Yu’eBao ، Seasame Credit و Ant Micro را تحت یک هلدینگ با نام Ant Financial برد تا بتواند این خدمات را کاراتر و اثربخش‌تر در اختیار مشتریان قرار دهد.

به عنوان مثال Sesame Credit نوعی شرکت اعتبارسنجی است که با استفاده از داده‌های دیگر شرکت‌های وابسته به علی‌بابا امتیازی به هرکدام از کاربران خود به عنوان «اعتبار» می‌دهد، امتیاز بالاتر امکان دسترسی راحت‌تر و سریع‌تر به وام و شغل را موجب می‌شود. البته بعضی از سازمان‌های حقوق بشری به این شرکت به چشم ابزار نظارت و لطمه به حقوق انسانی نگاه می‌کنند و عملکرد آن را قابل‌قبول نمی‌دانند.

البته این تنها کمپانی Ant Financial نیست که به بحث فین‌تک به صورت گسترده ورود کرده و به گزارش مکنزی اکنون شصت میلیارد دلار ارزش مالی دارد. بلکه کمپانی‌های دیگر چینی مانند تنسنت و بایدو که به ترتیب در جکم فیس‌بوک و گوگل چین هستند نیز به بحث پرداخت ورود پیدا کرده‌اند. به طور مثال کمپانی تنسنت از طریق اپلیکیشن پیام‌رسان خود «وی‌چت» امکان پرداخت آنلاین را فراهم کرده که با استقبال گسترده روبرو شده و حدود ۱۰۰ میلیون کاربر چینی از این امکان استفاده می‌کنند.

وام‌دهندگان در مقیاس خرد

البته این تنها حوزه پرداخت نیست که به دلیل حضور شرکت‌های فین‌تک دچار تحول شده است و حوزه تأمین مالی و وام یکی دیگر از این حوزه‌هاست.
این حوزه به قدری در این کشور فعال شده که نشریه اکونومیست چین را رهبر «وام‌دهندگان کوچک» می‌بیند.
رویه معمول بانک‌ها آن‌گونه است که معمولاً قرض‌گیرندگان کوچک را نادیده می‌گیرند. این وضعیت در چین ناگوارتر هم هست و به صورت مرسوم، بانک‌های دولتی مستقر در چین تمایل بیشتری به کمک مالی یا اعطاء وام به شرکت‌های بزرگ دولتی دارند. در غیاب سیستم قابل اطمینان «ارزیابی ریسک اعطاء وام» در چین، بی‌میلی بانک‌های چینی به وام ‌دادن‌های کوچک تشدید هم می‌شود. در این فضاست که دلالان واسطه هم پیدا می‌شوند تا با بهره‌های گزاف به نیازمندان وام دهند و از این نمد برای خود کلاهی ببافند.

به علت این شرایط و با توجه به بستر مهیاشان، شرکت‌های خرده‌فروشی آنلاین مانند علی‌بابا و جی.دی وارد شده‌اند و با توجه به نوع تراکنش‌های مالی که مشتریانشان دارند و هم‌چنین اطلاعات عمومیشان، دست به اعتبارسنجی مشتریان کرده و به آنان مبالغی (نهایتا تا ده هزار یوان تقریبا برابر با ۱۵۰۰ دلار) وام می‌دهند. شرکت Ant Financial گزارش داده که حدود شصت درصد از کسانی که از این خدمات استفاده کرده‌اند، کارت اعتباری ندارند. البته شایان ذکر است که این خدمات تنها برای تأمین مالی افراد نیست و بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک هم که معمولا توسط سیستم سنتی بانکداری نادیده گرفته می‌شوند می‌توانند از آن استفاده نمایند.

البته این تنها نوع تأمین مالی نیست. به گزارش اکونومیست، نوع دیگر تأمین مالی از طریق روش P2P صورت می‌پذیردکه در آن یک شرکت به عنوان شرکت ثالث و واسطه پلی میان وام‌دهندگان و وام‌گیرندگان می‌شود. طبیعتا به علت تازه بودن این شیوه، می‌توان انتظار ایراداتی در آن را داشت به عنوان مثال تاخیر در پرداخت‌ها و بدقولی‌ها می‌توانند نمونه‌ای از این ایرادات باشند. اما با تمام این تفاسیر، این شیوه در چین رشد بسیار چشمگیری داشته است به طوری که از حدود سی میلیارد یوان در سال ۲۰۱۴، اکنون میزان تبادلات از طریق سیستم‌های P2P به هشتصد و پنجاه میلیارد یوان معادل تقریبی ۱۲۵ میلیارد دلار رسیده است.

شیوه کار شرکت‌های چینی با مشابه این شرکت‌ها در کشورهای دیگر تفاوت دارد. در کشورهای دیگر، وام‌دهندگان معمولا موسسات سرمایه‌گذاری هستند در حالی که وام‌گیرندگان افرادی هستند که به صورت آنلاین اعتبارسنجی می‌شوند. در کشور چین اما وام‌دهندگان افراد و سرمایه‌گذاران خرد هستند و از طرف دیگر اعتبارسنجی وام‌گیرندگان به صورت آفلاین صورت می‌گیرد. به عنوان مثال شرکت Lufax که یکی از مطرح‌ترین شرکت‌های فعال در زمینه P2P است در حدود ۵۰۰ شعبه فیزیکی در ۲۰۰ شهر چین دارد که به اعتبارسنجی و غربال‌گری افراد از نظر میزان اعتبار می‌پردازد. یکی از راه‌های معمول برای کاهش ریسک در این پلتفرم‌ها تقسیم مبلغ پرداختی توسط سرمایه‌گذار خرد در میان تعداد زیادی از وام‌های پرداختی است و بر این ریسک عدم بازگشت سرمایه بسیار کاهش می‌یابد. شرکت Lufax به گزارش مکنزی در حدود ۱۱ میلیارد دلار ارزش دارد.

اتفاقات قابل‌توجه دیگری هم در حوزه فین‌تک در کشور چین می‌افتد به عنوان مثال شرکت Yu’eBao که زیرمجموعه‌ای از شرکت Ant Financial بازوی مالی شرکت علی‌باباست این امکان را به وجود آورده که مشتریان بر روی حساب‌هایی که برای خرید آنلاین شارژ می‌کنند سود دریافت کنند و این سود به طور میانگین ۲ تا ۳ درصد بالاتر از سود دریافتی از بانک‌های سنتی است و البته میزان آن از قواعد بازار آزاد تبعیت می‌کند. این استراتژی هم باعث جذب مبلغ قابل‌توجه‌ای به این شرکت شده است. اگرچه تحولات فین‌تک در کشور چین بسیار قابل‌توجه است هنوز سهم عمده‌ای از بازار در دستان بانک‌ها و سیستم مالی سنتی کشور چین است. اما این تنها تاثیر مستقیم فین‌تک نیست که بر روی زندگی مردم چین اثر گذاشته است از آن بالاتر این حضور باعث افزایش شدید رقابت میان بانک‌های فعلی چین گشته است. تجربه پرتال‌های آنلاین بانک‌ها اکنون بسیار بهتر از گذشته شده و در بعضی از مدل‌های کسب‌وکار خود نیز تجدیدنظر جدی کرده‌اند و محصولات مدیریت ثروت کاراتر و متفاوتی نسبت به راه‌های قدیمی خود مانند حساب‌های عادی بانکی ارائه می‌دهند.

اگرچه هنوز کار با شرکت‌های فین‌تک آسان‌تر و به صرفه‌تر است اما برند قدیمی بانک‌ها و اعتباری که آن‌ها با هزاران شعبه فیزیکی خود دارند. جایگاهی محکم و در دسترس ناپذیر به آنان داده است.

درس چین برای باقی کشورها

به گزارش اکونومیست، تأثیر بزرگ‌تر کشور چین با احتمال زیاد غیرمستقیم است. شرکت‌های معظم فین‌تک چین نشان داده‌اند که چه کاری باید انجاد شود، برای بازارهای نوظهور درس این است که می‌توان با استفاده از فناوری متناسب، پرش خوبی به سمت شکل‌های جدید بانکداری داشت. از طرف دیگر برای بازارهای توسعه‌یافته، چین پیشنهاد یکپارچه‌سازی عظیم را پیشنهاد می‌دهد. اپلیکیشن‌هایی که تمامی خدمات مالی از جمله پرداخت، وام و سرمایه‌گذاری را انجام می‌دهند و آینده به این شکل خواهد بود.

و بزرگ‌ترین درس این خواهد بود که مسئله اصلی رقابت بین شرکت‌های نوپا و شرکت‌های فعلی یا بانک‌های فعلی نیست. بلکه سوال اصلی این‌جاست که چگونه بانک‌ها می‌توانند نوآوری‌های حوزه فین‌تک را که دائما در پیرامونشان در حال شکوفا شدنند به خود جذب کنند. و جمله پایانی اکونومیست بسیار گیراست:

چین که جز اولین استفاده‌کنندگان از چرتکه در جهان بوده بعد از خوابی طولانی دوباره مسیر فاینانس را هموار می‌کند.

لزوم افزایش همکاری بانک‌ها و شرکت‌های فین‌تک

نیکلای کوتنتزف به تاریخ هفت آوریل ۲۰۱۷ بر روی سایت فوربس در مقاله‌ای با عنوان «همکاری؛ راه پیش‌روی شرکت‌های فین‌تک و بانک‌ها» بر اهمیت همکاری بین موسسات بانکی و شرکت‌های فین‌تک تاکید می‌کند. وی اگرچه از بین رفتن کامل بانک‌ها در اثر انقلاب فین‌تک را نامحتمل می‌داند، اما با این حال اذعان دارد که زمان تک‌تازی بانک‌ها گذشته و افراد از این که با آن‌ها یک طرفه برخورد شود و راه جایگزین نداشته باشند ناراضی هستند.

از طرفی در مقاله‌ی اکونومیست درباره چین که پیش از این به آن ارجاع دادیم نیز از این همکاری و اهمیت آن سخن به میان می‌آید. اکونومیست به نقل از لی هونگمینگ عضو هیئت مدیره بانک هوایشانگ، بزرگ‌ترین وام‌دهنده ناحیه آنهوئی می‌نویسد که اگرچه بانک‌ها مزیت داشتن هزاران شعبه، برند محکم و معتبر و کنترل ریسک را دارند اما نمی‌توان گفت بین بانک‌ها و شرکت‌های فین‌تک کدام جایگاه بهتری دارند و هر دو به یکدیگر نیاز دارند.» از طرف دیگر هنگامی که به شرکت‌های فین‌تک نگاه می‌کنیم به نمونه‌هایی مانند خانم امی هوآنگ مدیر ارشد اجرایی شرکت Wheat Finance در چین برخورد می‌کنیم که جز قدیمی‎ترین شرکت‌های فین‌تک در زمینه وام‌دادن بوده و از سال ۲۰۰۹ شروع به فعالیت کرده است. خانم هوآنگ در ابتدا معتقد بود که باید بانک‌ها در زمین خودشان به چالش کشید اما به زودی متوجه شد که با توجه به جایگاه بی‌رقیب بانک‌ها در تامین سرمایه ارزان‌قیمت این نوع تفکر اشتباه است. پس رویکرد خود و شرکت متبوعش را تغییر داد و اکنون در جایگاهی است که هفتاد درصد از درآمد خود را از فروش سرویس‌های دیجیتالی به بانک‌ها کسب می‌کند.

یکی دیگر از نکات آن‌جاست که فین‌تک‌ها مشکلات زیادی در جذب مشتری دارند و اما بانک‌ها در زمینه دیجیتالی شدن مشکل دارند. از این رو می‌بینیم که کمپانی Moven که یک شرکت فعال در زمینه پرداخت موبایلی است با بانک Westpak همکاری می‌کند و با اینترنت‌بانک این بانک ترکیب شده است.